السلام عليک يا امام رئوف علي بن موسي الرضا المرتضي و رحمة الله و برکاته
اگر لطف و کرم امام عزيزم را نديده بودم ...
اگر مهر و محبت و بزرگواري ايشان را با تمام وجود حس نکرده بودم ...
با خود مي گفتم آقا و مولايم نگاهي به انسانهاي گنهکار و روسياهي مثل من نمي کند .
اما معناي رئوف براي ثامن الائمه (ع) بسي بالاتر است از آنچه ما مي پنداريم .
من که شرمسارم از اين همه بي توجهي به اربابم .
يک هفته نزد آقا مي روم و يک سال زندگي ام را بيمه مي کنم ...
يک هفته از عشق مولا در دلم جاي مي دهم يک عمر خود را مديون ايشان مي کنم ...
يک لحظه چشم به گنبد طلا مي دوزم و چشمم را از همه تاريکي ها پاک مي کنم ...
يک لحظه دل را به ضريح مقدسش پيوند مي دهم عمري دلبسته حرمش مي شوم ...
نمي دانم چه سري است که هر بار زائر کويش مي شوم عاشق تر مي شوم ...
نمي دانم چه حکمتي است که غربت و تنهائي را به يک لحظه نگاه عاشقانه به گنبد طلايش مي فروشم ...
کشور ما از دو گل دارد بهار
هم بهار و هم وقار و اعتبار
هر دو گل از باغ گل هاي رسول
هر دو گل از نسل زهراي بتول
آن يکي در شهر قم آن يکي در مشهد
نام او معصومه و آن يکي نامش رضا
سائلانش بي نياز عالمند
جيره خوارانش امير و حاتمند
از رضا غير رئوفي کس نديد
دست لطفش ناز آهو را خريد

|
+| نوشته شده توسط
سیدکاظم محمدی در سه شنبه 21 آبان1387
|