تبليغاتX
JavaScript Codes

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes


Javascripts


بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
غروب عاشقان
عاشق شدم اما اسیر تنهای شدم
 کویر
    شرم داشتم از برابر آینه ای شیشه ی پنجره ای بگذرم

      تا نکند که در آن حال چشمم به خودم بیفتد

      با شدتی وحشیانه و جنون آمیز آنچنان که قلبم را سخت

      به درد آورد...آرزو کردم ایگاش هم اکنون همچون مسیح

      بیدرنگ آسمان از روی زمین برم دارد...یا لا اقل همچون

      قارون زمین دهان بگشاید ومرادرخودفروبلعد!!!

      اما............................نه...............من نه

      خوبی عیسی را داشتم و

      نه بدی قارون را!!! من یک متوسط بی چاره بودم وناچار

      محکوم که پس از آن نیز" باشم وزندگی کنم " نه...

      باشم وزنده بمانم و دراین وادی حیرت پر هول وبیهودگی

      سرشار گم باشم وهمچون دانه ای که شور وشوق های

      روئیدن در درونش خاموش می میرد وآرزوهای سبزدر

      دلش  می پژمرد...در برزخ شوم این پیدای زشت وآن

      ناپیدای زیبا خورد گردم...که این  سرگذشت دردناک

      وسرنوشت بیحاصل ما است در برزخ دوسنگ این

      آسیای بیرحمی که.............

                          " زندگی " نام دارد!!!!!!!!!!!!!!

 

|+| نوشته شده توسط سیدکاظم محمدی در جمعه 25 مرداد1387  |
 یا مهدی ادرکنی

سلام  بر دوستان عزیزم فرارسیدن نیمه شعبان را به شما دوستداران  امام زمان تبریک میگوییم.

 

مهدی جان

لفظ طیار تو معراج برد معنی را

اشک چشمان تو میخانه کند دنیا را

تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور

چون که این کار تو خوشحال کند زهرا را

آن که در قدرت تو رفتن امروز نهاد

داد بر قبضه ی تو آمدن فردا را

کعبه را شوق طواف تو نگهداشته است

ورنه ریگ است و بگردد همه صحرا را

هرکه زنده است به خورشید سلامم ببرد

ما که مردیم و ندیدیم به خود گرما را

ای عطش تشنگی کوزه به دریا برسان

یک نفر یک خبر از ما بدهد دریا را

سروده شیخ رضا جعفری

|+| نوشته شده توسط سیدکاظم محمدی در پنجشنبه 24 مرداد1387  |
 پیام تسلیت به خانواده داغدار سهیلی
سلام  بر تمامی دوستان  عزیز 

 

بنده را بخاطر اینکه نتوانستم آپ کنم ببخشید . اما متاسفانه  من 

یکی  از  بهترین دوستانم را از دست دادم  . به همین خاطر  فکر

نکنم  تا چند روز آینده بتوانم آپ کنم  .   عکس  زنده  یاد  بهزاد را

در پایین  ببینید .

دوستان عزیزان مرا یاد کنید ماتم مرگ مرا با شادی  شاد کنید .

 

رو حش  شاد و یادش گرامیباد .

km2959@yahoo.com   and  kazem_khatar_93@yahgoo.com   09179738572  kazem dj (81).jpg

 

وسطی  رحمت خدغا رفته  مو بلند هم خودم هستم .

|+| نوشته شده توسط سیدکاظم محمدی در پنجشنبه 24 مرداد1387  |
 تقدیم به تمام دنیای من ..............

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

 

|+| نوشته شده توسط سیدکاظم محمدی در شنبه 19 مرداد1387  |
 غروب

بهترین نوشته های احساسی در بهار بیست

 

چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده ، پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

 چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس .

 یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ، غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

تو ذهن کوچه های آشنایی پرشده از پاییز تن طلایی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخه ی خشک پیچک تنهایی!

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه...

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...

|+| نوشته شده توسط سیدکاظم محمدی در یکشنبه 6 مرداد1387  |
 
 
بالا
سلام دوستان عزیز من را لینک کنید





Powered by WebGozar